|
عرفان شناخت حق ورسیدن به حقیقت وافراگیری الفبای کتاب وجودانسان است عرفان شرق وباالخصوص عرفان اسلامی نگرش باطنی،سفربه عالم درون وطی مقامات اساس ومایه آن است. به عباره دیگرعرفان دیدبعدچهارم وفعال شدن حس ششم وبالاثرآن توسط نیروی اعظیم توحید، ذکرمدام، تفکروعشق باحق پروازبه عالم قدس میباشد. یکی ازممیزه های عرفانی وخاصتآ عرفان اسلامی داشتن استادروحانی یعنی بیریامرشد بوده که معلم روحانی یعنی پیرطریقت نور و روشنایی راه وهادی سالک، رهروویامرید میباشدکه شاگرد یامریدرادرسفرخودشناسی وخداشناسی برغلبه برموانع وبرطرف کردن حجاب هاکمک ویاری میرسانددرمشرب شرقیان هرلحظه به دل پیرکامل فیض ربانی میرسد وازدل اوبه دل مریدش می تابد. وجه مشترك درعرفان شرق عشق است وحتی درعرفان شرق وغرب محبت بیکران به محبوب ناکرانمندیعنی همین عشق نقطه اتصال وبل پیوندمعرفتی میباشدهمه عرفای شرق وغرب عشق رابرترازعقل دانسته ونزدیک ترین وسیله رسیدن به مطلوب ومحبوب حقیقی میباشد. تنهاعارف معاصرشاعربزرگ شرق اقبال لاهوری عقل وعشق رایکی میداندصرف میگویندکه عقل آن جرآت رندانه عشق راندارد ورنه هردو یکی اند. درمشرق زمین سنت های عرفانی مختلف مانندعرفان اسلامی، عرفان هندویی، عرفان بودایی وچینی وجوددارد. بایدگفت که سرچشمه اصلی عرفان اسلامی مدینه منوره وسرحلقه عرفاحضرت پیامبرگرامی محمد مصطفی(ص) می باشد. اماجای رشدوباشنده گان آن افغانستان مدینه الاولیای مقدس مامیباشد. گرچه عده ی ازصاحب نظران بدین باوراندکه عرفان اسلامی آمیزه عرفان بودیزم، فلاطونیزم ومسیحیت است امابه یقین کامل وبه اتفاق نظرعلمآ وعرفای متقدم، متاخرومعاصرو مستشرقین خیلی نام آمور و مورد قبول مانند نیکلوسون انگلیسی و ماسیسنیون فرانسوی منبع و منشأ اساسی عرفان را اسلامی را قرآن و سنت یعنی کلام الهی و حدیث درفشان رسول مقبول خاتم الانبیأ میدانند و بس و مرجع دیگری برای آن سراغ کردن کارِنابجا میباشد. از اینکه کشترکات زیادی بین اندیشه و حدت الوجودی تصوف ما و مکتب ویدانتا هندو وجود دارد و جای شک نیست که با عرفان ادیان سماوی و غیر سماوی دیگر هم شباهت های وجود دارد نظر عرفای آنها در مورد عرفان ما به گونه که خود ما میشناسیم نیز قابل دقّت است مثلاً (اوشو) عارف هندی میگوید: نام سنائی غزنوی این حکیم اقلیم عشق برای من از عسل شیرین تر و از شراب بهشتی پر کیف تر است زیرا این صوفی منحصر به فرد ناممکنات را در عالم سر ممکن ساخته بخاصریکه یکه زود تر به اصل موضوع برگردیم می آییم به تصوف روشانیان و نهضت روشانی و جایگاه آن در عرفان شرق. قافله سالار مکتب عرفانی و انقلابی روشانیان شیخ سراج الدین بایزید فرزند قاضی عبدالله مفکر بزرگ عصرش شخصیت چندی بعدی داشت: الف: مرد متفکر مبارز و دعوتگر علیه ظلم و استعمار بود. ب: مبلغ، اصلاحگر اجتماعی و احیا دینی بود. ج:عارف و صوفی بزرگ بود (که معاندین و مغرضان و دشمنان اسلام و آزادی آنرا پیر تاریک گفته بودند) پیر روشان بنیان گذار مکتب عرفانی و انقلابی و تصوف زنده در شرق بوده و جایگاه آن را از اثار پر بار و پیروان او میتوان در عرفان شرق تثبیت کرد این خدا مرد بزرگ آثار ذیل را به نسل های بعدی به یادگار مانده. 1.خیرالبیان: این اثر به زبانها پشتو، دری و هندی نوشته شده در حدود سه صد صفحه میباشد که به سبک نیمه عروضی و نثر مسجع به رشته تحریر آمده این اثر پیر روشان از شریعت و طریقت بخصوص وحدتالوجود بحث میکند و مانند مکتوبات امام ربانی تلفیق شریعت محمدی را با طریقت مصطفوی نشان میدهد. 2. مقصودالمؤمنین: این اثر به زبان عربی نوشته شده که بعداً به زبانهای دیگر ترجمه گردیده و از مقامات تصوف عرفان بحث میکند شامل مباحث ذیل است وعظ، ایمان، خوف، رجا، نفس، شیطان، قلب، روح، دنیا، آخرت، توکل، قناعت، و توبه میباشد. 3. فخرالطالبین: این اثر عارف بزرگ حضرت بایزید انصاری همانست که به دست خلیفه خود بنام محمد یوسف به حاکم بدخشان بخاطر تلقین و تبلیغ و هدایت و استقامت دادن به او ارسال گردیده است موضوع کتاب فوق در حالنامه ذکر شده متأسفانه از خود اثر تا حال کدام نسخه بدست نیامده. 4. صراط التوحید: این اثر را پیر روشان به زبان عربی ودری نگاشته و آنرا به دست یکی از خلفایش به اکبر پادشاه هم فرستاده بود. این اثر در چهار باب بر موضوعات اهم شریعت، طریقت، معرفت، و سکونت به استناد آیات قرآنی و احادیث نبوی (ص) یافته است. 5. حالنامه: این اثر بایزید روشان به زبان دری نگاشته شده وبعد از رحلت شان توسط یکی از مریدانش تکمیل گردیده و به سه فصل شامل موضوعات ذیل میباشد. فصل اول زنده گی نامه پیر روشان دوم الطریق مدارج عرفانی و منازل روحانی و تصوفی و فصل سوم در مورد مبارزات او و فرزندان او علیه ایتعمار و متجاوزین میباشد. 6. تذکره روشانی. 7. مکتوبات که حاوی نامه ها به حکمرانان و نام آوران عصرش بود. 8. فرحت المجتبی: رساله منظوم پشتو است که مسایل عرفانی را به بیان گرفته. رسم الخط پشتو نیز در آثار این بزرگ مرد عرصه شعرو ادب عرفان و مبارز راه حق شامل است. خلاصه این شخصیت بزرگ و چند بعدی «پیر روشان» هم رهنمای سالکان راه حق و حقیقت در تصوف و عرفان بوده و هم مبلغ واحیاگر و اصلاحگر اجتماعی و دینی و هم سپه سالار میدان مبارزه علیه استعمار یعنی مرد شمشیر و قلم و علم و عرفان و تصوف میباشد.پیر روشان و نهضت روشانیان خصوصیت و مشخصه خاص خود ر دارا بوده مکتب اومکتب ادبی عرفانی و انقلابی است که توانست مردم را بوسیله عرفان پویا و زنده و قدرت علمی و روحانی به مبارزه علیه استعمار متحد ساخته و رسالت ایمانی و وطنی خود را نماید. شباهت مکتب روشانی با عرفان علامه اقبال خیلی زیاد است.
|